☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۷۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای آن که مر مرا تو به از جان و دیده‌ای — در جان من هر آنچ ندیدم تو دیده‌ای

بگزیده‌ام ز هجر تو تابوت آتشین — آری به حق آنک مرا تو گزیده‌ای

گر از بریده خون چکد اینک ز چشم من — خون می‌چکد که بی‌سبب از من بریده‌ای

از چشم من بپرس چرا چشمه گشته‌ای — وز قد من بپرس که از کی خمیده‌ای

از جان من بپرس که با کفش آهنین — اندر ره فراق کجاها رسیده‌ای

این هم بپرس از او که تو در حسن و در جمال — مانند او ز هیچ زبانی شنیده‌ای

این هم بگو که گر رخ او آفتاب نیست — چون ابر پاره پاره ز هم چون دریده‌ای

پیداست در دم تو که از ناف مشک خاست — کاندر کدام سبزه و صحرا چریده‌ای

آنی که دیده‌ای تو دلا آسمانیی — زیرا ز دلبران زمینی رمیده‌ای

دانم که دیده‌ای تو بدین چشم یوسفی — تا تو ترنج و دست ز مستی بریده‌ای

تبریز و شمس دین و دگرها بهانه‌هاست — کز وی دو کون را تو خطی درکشیده‌ای

← Önceki 2973 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı