☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۷۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شد جادوی حرام و حق از جادوی بری — بر تو حرام نیست که محبوب ساحری

می‌بند و می‌گشا که همین است جادوی — می‌بخش و می‌ربا که همین است داوری

دریا بدیده‌ایم که در وی گهر بود — دریا درون گوهر کی کرد باوری

سحر حلال آمد بگشاد پر و بال — افسانه گشت بابل و دستان سامری

همیان زر نهاده و معیوب می‌خرد — ای عاشقان کی دید که شد ماه مشتری

امروز می‌گزید ز بازار اسپ او — اسپان پشت ریش و یدک‌های لاغری

گفتم که اسب مرده چنین راه کی برد — گفتا که راه ما نتوان شد به لمتری

کشتی شکسته باید در آبگیر خضر — کشتی چو نشکنی تو نه کشتی که لنگری

دنیا چو قنطره‌ست گذر کن چو پا شکست — با پای ناشکسته از این پول نگذری

زیرا رجوع ضد قدوم است و عکس او است — فرمان ارجعی را منیوش سرسری

← Önceki 2977 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı