☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۸۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای ساقیی که آن می احمر گرفته‌ای — وی مطربی که آن غزل تر گرفته‌ای

ای زهره‌ای که آتش در آسمان زدی — مریخ را بگو که چه خنجر گرفته‌ای

از جان و از جهان دل عاشق ربوده‌ای — الحق شکار نازک و لاغر گرفته‌ای

ای هجر تو ز روز قیامت درازتر — این چه قیامتی است که از سر گرفته‌ای

ای آسمان چو دور ندیمانش دیده‌ای — در دور خویش شکل مدور گرفته‌ای

پیلان شیردل چو کفت را مسخرند — این چند پشه را چه مسخر گرفته‌ای

هان ای فقیر رو  ز فقیری گله مکن — زیرا که صد چو ملکت سنجر گرفته‌ای

ای روی خویش دیده تو در روی خوب یار — آیینه‌ای عظیم منور گرفته‌ای

ای دل طپان چرایی چون برگ هر دمی — چون دامن بهار معنبر گرفته‌ای

ای چشم گریه چیست به هر ساعتی تو را — چون کحل از مسیح پیمبر گرفته‌ای

هجده هزار عالم اگر ملک تو شود — بی روی دوست چیز محقر گرفته‌ای

داری تکی که بگذری از خنگ آسمان — کاهل چرا شدی صفت خر گرفته‌ای

خامش کن و زبان دگر گو و رسم نو — این رسم کهنه را چه مکرر گرفته‌ای

← Önceki 2984 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı