☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۸۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای مرغ گیر دام نهانی نهاده‌ای — بر روی دام شعر دخانی نهاده‌ای

چندین هزار مرغ بدین فن بکشته‌ای — پرهای کشته بهر نشانی نهاده‌ای

مرغان پاسبان تو هیهای می‌زنند — درهای هویشان چه معانی نهاده‌ای

مرغان تشنه را به خرابات قرب خویش — خم‌ها و باده‌های معانی نهاده‌ای

آن خنب را که ساقی و مستیش بود نبرد — از بهر شب روی که تو دانی نهاده‌ای

در صبر و توبه عصمت اسپر سرشته‌ای — و اندر جفا و خشم سنانی نهاده‌ای

بی زحمت سنان و سپر بهر مخلصان — ملکی درون سبع مثانی نهاده‌ای

زیر سواد چشم روان کرده موج نور — و اندر جهان پیر جوانی نهاده‌ای

در سینه کز مخیله تصویر می‌رود — بی کلک و بی‌بنان تو بنانی نهاده‌ای

چندین حجاب لحم و عصب بر فراز دل — دل را نفوذ و سیر عیانی نهاده‌ای

غمزه عجبتر است که چون تیر می‌پرد — یا ابروی که بهر کمانی نهاده‌ای

اخلاق مختلف چو شرابات تلخ و نوش — در جسم‌های همچو اوانی نهاده‌ای

وین شربت نهان مترشح شد از زبان — سرجوش نطق را به لسانی نهاده‌ای

هر عین و هر عرض چو دهان بسته غنچه‌ای است — کان را حجاب مهد غوانی نهاده‌ای

روزی که بشکفانی و آن پرده برکشی — ای جان جان جان که تو جانی نهاده‌ای

دل‌های بی‌قرار ببیند که در فراق — از بهر چه نیاز و کشانی نهاده‌ای

خاموش تا بگوید آن جان گفته‌ها — این چه دراز شعبده خوانی نهاده‌ای

← Önceki 2985 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı