☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۸۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هر چند شیر بیشه و خورشیدطلعتی — بر گرد حوض گردی و در حوض درفتی

اسپت بیاورند که چالاک فارسی — شربت بیاورند که مخمور شربتی

بی خواب و بی‌قراری شب‌های تا به روز — خواب تو بخت بست که بسته سعادتی

از پای درفتادی و از دست رفته‌ای — بی دست و پای باش چه دربند آلتی

بی دست و پا چو گوی به میدان حق بپوی — میدان از آن توست به چوگان تو بابتی

ای رو به قبله من و الحمدخوان من — می‌خوانمت به خویش که تو پنج آیتی

ای عقل جان بباز چرا جان به شیشه‌ای — وی جان بیار باده چرا بی‌مروتی

رو کان مشک باش که بس پاک نافه‌ای — رو جمله سود باش که فرخ تجارتی

بر مغز من برآی که چون می مفرحی — در چشم من درآی که نور بصارتی

در مغزها نگنجی بس بی‌کرانه‌ای — در جسم‌ها نگنجی ز ایشان زیادتی

ای دف زخم خواره چه مظلوم و صابری — وی نای رازگوی چه صاحب کرامتی

خامش مساز بیت که مهمان بیت تو — در بیت‌ها نگنجد چه در عمارتی

چون غنچه لب ببند و چو گل بی‌دو لب بخند — تا هیچ کس نداند کاندر چه نعمتی

ای شاه شاد مفخر تبریز شمس دین — تبلیغ راز کن که تو اهل سفارتی

← Önceki 2989 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı