← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۰۸
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
خواجه سلام علیک گنج وفا یافتی — دل به دلم نه که تو گمشده را یافتی
هم تو سلام علیک هم تو علیک السلام — طبل خدایی بزن کاین ز خدا یافتی
خواجه تو چونی بگو در بر آن ماه رو — آنک ز جا برترست خواجه کجا یافتی
ساقی رطل ثقیل از قدح سلسبیل — حسرت رضوان شدی چونک رضا یافتی
ای رخ چون زر شده گنج گهر برزدی — وی تن عریان کنون باز قبا یافتی
ای دل گریان کنون بر همه عالم بخند — یار منی بعد از این یار مرا یافتی
خواجه توی خویش من پیش من آ پیش من — تا که بگویم تو را من که که را یافتی
کوس و دهل میزنند بر فلک از بهر تو — رو که توی بر صواب ملک خطا یافتی
بر لب تو لب نهاد زان شکرین لب شدی — خشک لبان را ببین چونک سقا یافتی
خواجه بجه از جهان قفل بنه بر دهان — پنجه گشا چون کلید قفل گشا یافتی