☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۵۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوری — چه جای غم که ز هر شادمان گرو ببری

فرشته‌ای کنمت پاک با دو صد پر و بال — که در تو هیچ نماند کدورت بشری

نمایمت که چگونه‌ست جان رسته ز تن — فشانده دامن خود از غبار جانوری

در آن صبوح که ارواح راح خاص خورند — تو را خلاص نمایم ز روز و شب شمری

قضا که تیر حوادث به تو همی‌انداخت — تو را کند به عنایت از آن سپس سپری

روان شده‌ست نسیم از شکرستان وصال — که از حلاوت آن گم کند شکر شکری

ز بامداد بیاورد جام چون خورشید — که جزو جزو من از وی گرفت رقص گری

چو سخت مست شدم گفت هین دگر بدهم — که تا میان من و تو نماند این دگری

بده بده هله ای جان ساقیان جهان — کرم کریم نماید قمر کند قمری

به آفتاب جلال خدای بی‌همتا — نیافت چون تو مهی چرخ ازرق سفری

تمام این تو بگو ای تمام در خوبی — که بسته کرد مرا سکر باده سحری

← Önceki 3057 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı