☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۶۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

نهان شدند معانی ز یار بی‌معنی — کجا روم که نروید به پیش من دیوی ؟

کی دید خربزه زاری لطیف بی‌ سر خر ؟ — که من بجستم عمری ندیده‌ام باری

بگو به نفس مصور مکن چنین صورت — از این سپس متراش این چنین بت ای مانی

اگر نقوش مصور همه از این جنس اند — مخواه دیده بینا خنک تن اعمی

دو گونه رنج و عذابست جان مجنون را — بلای صحبت لولی و فرقت لیلی

ورای پرده یکی دیو زشت سر برکرد — بگفتمش که توی مرگ و جسک گفت آری

بگفتم او را صدق که من ندیدستم — ز تو غلیظتر اندر سپاه بویحیی

بگفتمش که دلم بارگاه لطف خداست — چه کار دارد قهر خدا در این مأوی

به روز حشر که عریان کنند زشتان را — رمند جمله زشتان ز زشتی دنیی

در این بدم که به ناگاه او مبدل شد — مثال صورت حوری به قدرت مولی

رخی لطیف و منزه ز رنگ و گلگونه — کفی ظریف و مبرا ز حیله حنی

چنانک خار سیه را بهارگه بینی — کند میان سمن زار گلرخی دعوی

زهی بدیع خدایی که کرد شب را روز — ز دوزخی به درآورد جنت و طوبی

کسی که دیده به صنع لطیف او خو داد — نترسد ار چه فتد در دهان صد افعی

به افعیی بنگر کو هزار افعی خورد — شد او عصا و مطیعی به قبضه موسی

از آن عصا نشود مر تو را که فرعونی — چو مهره دزدی زان رو به افعیی اولی

خمش که رنج برای کریم گنج شود — برای مؤمن روضه‌ست نار در عقبی

← Önceki 3061 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı