☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۹۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بداد پندم استاد عشق ز استادی — که هین بترس ز هر کس که دل بدو دادی

هر آن کسی که تو از نوش او بنوشیدی — ز بعد نوش کند نیش اوت فصادی

چو چشم مست کسی کرد حلقه در گوشت — ز گوش پنبه برون کن مجوی آزادی

بر این بنه دل خود را چو دخل خنده رسید — که غم نجوید عشرت ز خرمن شادی

مگر زمین مسلم دهد تو را سلطان — چنانک داد به بشر و جنید بغدادی

چو طوق موهبت آمد شکست گردن غم — رسید داد خدا و بمرد بیدادی

به هر کجا که روی ماه بر تو می‌تابد — مهست نورفشان بر خراب و آبادی

غلام ماه شدی شب تو را به از روزست — که پشتدار تو باشد میان هر وادی

خنک تو را و خنک جمله همرهان تو را — که سعد اکبری و نیکبخت افتادی

به وعده‌های خوشش اعتماد کن ای جان — که شاه مثل ندارد به راست میعادی

به گوش تو همه تفسیر این بگوید شاه — چنانک اشتر خود را نوا زند حادی

← Önceki 3100 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı