☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۱۰۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

فرست بادهٔ جان را به رسم دلداری — بدان نشان که مرا بی‌نشان همی‌داری

بدان نشان که به هر شب چو ماه می‌تابی — ز ابر دل قطرات حیات می‌باری

چه قطره‌هاست که از حرف عشق می‌بارد — ز گل گلی بفزاید ز خار هم خاری

میان خار و گل این سینه‌ها چو بلبل مست — ضمیر عشق دل اندر سحر به سحر آری

هزار ناله کنم لیک بیخود از می عشق — چو چنگ بی‌خبرم از نوا و از زاری

از آن دمی که صراحی عشق تو دیدم — تهی و پر شده‌ام دم به دم قدح واری

میان جمع مرا چون قدح چه گردانی — چو شمع را تو در این جمع در نمی‌آری

مرا بپرس که این شمع کیست شمس الدین — که خاک تبریز از وی بیافت بیداری

← Önceki 3107 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı