← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۱۳
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب — که ابر را عربان نام کردهاند رباب
چنانک ابر سقای گل و گلستانست — رباب قوت ضمیرست و ساقی الباب
در آتشی بدمی شعلهها برافروزد — بجز غبار نخیزد چو دردمی به تراب
رباب دعوت بازست سوی شه بازآ — به طبل باز نیاید به سوی شاه غراب
گشایش گره مشکلات عشاقست — چو مشکلیش نباشد چه درخورست جواب
جواب مشکل حیوان گیاه آمد و کاه — که تخم شهوت او شد خمیرمایه خواب
خر از کجا و دم عشق عیسوی ز کجا — که این گشاد ندادش مفتح الابواب
که عشق خلعت جانست و طوق کرمنا — برای ملک وصال و برای رفع حجاب
به بانگ او همه دلها به یک مهم آیند — ندای رب برهاند ز تفرقه ارباب
ز عشق کم گو با جسمیان که ایشان را — وظیفه خوف و رجا آمد از ثواب و عقاب