☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۲۰۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هذا سیدی، هذا سندی — هذا سکنی، هذا مددی

هذا کنفی، هذا عمدی — هذا ازلی، هذا ابدی

یا من وجهه، ضعف القمر — یا من قده صعف‌الشجر

یا من زارنی، وقت‌السحر — یا من عشقه نور نظری

گر تو بدوی، ور تو بپری — زین دلبر جان، خود جان نبری

ور جان ببری از دست غمش — از مرده خری، والله بتری

ایلا کلیمو ایلا شاهمو — خراذی دیذیس ذوزمس آنیمو

پوذپسه بنی، پوپونی لالی — میذن چاکوس کالی تو یالی

از لیلی خود مجنون شده‌ام — وز صد مجنون افزون شده‌ام

وز خون جگر پرخون شده‌ام — باری بنگر تا چون شده‌ام

گر زانک مرا زین جان بکشی — من غرقه شوم، در عین خوشی

دریا شود این دو چشم سرم — گر گوش مرا زان سو بکشی

یا منبسطا فی تربیتی — یا مبتشرا فی تهنیتی

ان کنت تری ان تقتلنی — یا قاتلنا انت دیتی

گر خویش تو بر مستی بزنی — هستی تو بر هستی بزنی

در حلقه درآ بهر دل ما — شکلی بکنی دستی بزنی

صدگونه خوشی دیدم ز کسی — گفتم که: « لبت »، گفتا: « نچشی »

بر گورم اگر آیی بنگر — پرعشق بود چشمم ز کشی

آن باغ بود بی‌صورت بر — وآن گنج بود بی‌صورت زر

شب عیش بود بی‌نقل و سمر — لاتسألنی زان چیز دگر

← Önceki 3203 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı