← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › مستدرکات › تکه ۲
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
قصابی سوی گولی گوشت انداخت — چو دیدش زفت گوشت گاو پنداشت
یکی ران دگر سوی وی افکند — بگفتا «گاو مردهست این زهی گند»
خدا بخشید آنچ اسباب کامست — تو گفتی «چیست این؟» خود داد عامست
کنون شد عام کان با تو بپیوست — نجس شد چونک در کردی درو دست
نسازد گول را بخل و سخاوت — که گردد هر دوش مایهٔ عداوت
گریز از گول اندر سور و ماتم — چو عیسی ای پدر والله اعلم