← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › ترجیعات › نوزدهم
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای خواب برو ز همدمانم — تا بیکس و ممتحن نمانم
چون دیک بر آتشم نشاندی — در دیک چه میپزی، چه دانم
یک لحظه که من سری بخارم — ای عشق نمیدهی امانم
از خشم دو گوش حلم بستی — تا نشنوی آوه و فغانم
ما را به جهان حواله کم کن — ای جان چو که من نه زین جهانم
بگشای رهم که تا سبکتر — جان را به جهان جان رسانم
یاری فرما، قلاوزی کن — تا رخت بکوی تو کشانم
ای آنک تو جان این نقوشی — ترجیع کنم گرین بنوشی
تیزآب توی، و چرخ ماییم — سرگشته چو سنگ آسیاییم
تو خورشیدی و ما چو ذره — از کوه برآی تا برآییم
از بهر سکنجبین عسل ده — ما خود همه سرکه میفزاییم
گه خیرهٔ تو، که تو کجایی — گه خیرهٔ خود که ما کجاییم
گه خیرهٔ بسط خویش و ایثار — یا قبض که مهره در رباییم
گاهی مس و گاه زر خالص — گاه از پی هردو کیمیاییم
ترجیع دو، ذوق و میل ایچی — در دادن و در گرفتن از چی
گه شاد بخوردنست و تحصیل — گه شاد به خرج آن و تحلیل
چون نخل، گهی به کسب میوه — گاهی به نثار آن و تنزیل
گه حاتم وقت اندر ایثار — گه عباسی به طوف و زنبیل
ما یا آنیم و این دگر فرع — یا غیر تویم بیدو تبدیل
ور زانک مرکب از دو ضدیم — تذلیل نباشدی و تبجیل
هم اصلاحست عز و ذلش — مانندهٔ رفع و خفض قندیل
بس اصلاحی برای افساد — بس افسادی برای تنحیل
بس مرغ ضعیف پرشکسته — خرطوم هزار پیل خسته