☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › ترجیعات › سی و نهم

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مستیان در عربده، رفتند و رفتم گوشه‌ای — با دو یار رازدان و هم‌ره و هم توشه‌ای

اندران گوشه بدیدم آفتابی کز تفش — جان و دل چون قازغان شد جوش اندر جوشه‌ای

پست و بالای نهاد من هوای او گرفت — چون ملخ در کشت افتد بر سر هر خوشه‌ای

من خود از فتنه و بلا بگریختم در گوش‌ها — خود من از دیگ بلا برداشته سر پوشه‌ای

عشق شمس‌الدین خداوندم یکی غوغایی‌ست — گرچه ز اول ساکنک آمد چنان خاموشه‌ای

وصل همچون جبرئیل و هجر چون خناس شد — وحی جبریل امین سوزندهٔ وسواس شد

کی توان کردن نصیحت عاشق اوباش را؟! — کی توان پوشیدن این عیش پدید و فاش را

جام مستوری که خام عشق او اندر کشید — در قلاشی می‌بسوزد عالم قلاش را

هرکه بیند روی او، او گشت آلتون تاش او — لیک شاهان را نباشد چه بود آلتون‌تاش را؟!

این چه خورشیدیست آخر کز برای عشق او — می‌بسوزد همچو هیزم جان و دل خفاش را

نزد آن خورشید شمس‌الدین تبریزی برید — از دل من زاری و افغان و این غوغاش را

عشق شمس‌الدین چو خمر و جان من چون کاس شد — از خداوندیش چون آن نور جان ایناس شد

مرغ جان از جمله و باز فراقت کاغ کرد — بر نوازش گاه تو یعنی دل من داغ کرد

یک شراب تلخ داد از جام خود هجران بدل — جمله شادی تا به شیر مادر استفراغ کرد

کو زمانی که وصالت برگذشت از روی لطف — سوی خارستان جانم جملگی را باغ کرد

نور شمس‌الدین خداوندم عدم را هست کرد — چه عجب گر شورهٔ را او به باغ و راغ کرد

در غمی بودم که جانم قصد رفتن کرده بود — زنده کردش این خیالت کو بخوانش لاغ کرد

جان من چون درکشید آن جام خاص خاص را — در زمان برهم زند هم زهد و هم اخلاص را

← Önceki 3273 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı