← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۳۳
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست — تو ابر در او کش که به جز خصم قمر نیست
ای خشک درختی که در آن باغ نرُستهست — وی خوار عزیزی که در این ظلّ ِ شجر نیست
بسکل ز جز این عشق اگر دُر یتیمی — زیرا که جز این عشق تو را خویش و پدر نیست
در مذهب عشاق به بیماری مرگست — هر جان که به هر روز از این رنجْ بتر نیست
در صورت هر کس که از آن رنگ بدیدی — میدان تو به تحقیق که از جنس بشر نیست
هر نی که بدیدی به میانش کمر عشق — تنگش تو به بر گیر که جز تنگ شکر نیست
شمس الحق تبریز چو در دام کشیدت — منگر به چپ و راست که امکان حذر نیست