☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آه که آن صدر سرا می‌ندهد بار مرا — می‌نکند محرم جان محرم اسرار مرا

نغزی و خوبی و فرش آتش تیز نظرش — پرسش همچون شکرش کرد گرفتار مرا

گفت مرا مهر تو کو رنگ تو کو فر تو کو — رنگ کجا ماند و بو ساعت دیدار مرا

غرقه جوی کرمم بنده آن صبحدمم — کان گل خوش بوی کشد جانب گلزار مرا

هر که به جوبار بود جامه بر او بار بود — چند زیانست و گران خرقه و دستار مرا

ملکت و اسباب کز این ماه رخان شکرین — هست به معنی چو بود یار وفادار مرا

دستگه و پیشه تو را دانش و اندیشه تو را — شیر تو را بیشه تو را آهوی تاتار مرا

نیست کند هست کند بی‌دل و بی‌دست کند — باده دهد مست کند ساقی خمار مرا

ای دل قلاش مکن فتنه و پرخاش مکن — شهره مکن فاش مکن بر سر بازار مرا

گر شکند پند مرا زفت کند بند مرا — بر طمع ساختن یار خریدار مرا

بیش مزن دم ز دوی دو دو مگو چون ثنوی — اصل سبب را بطلب بس شد از آثار مرا

← Önceki 39 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı