☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را — لابه‌گری می‌کنمت راه تو زن قافله را

مست و خوش و شاد توام حاملهٔ داد توام — حامله‌گر بار نهد جرم منه حامله را

هیچ فلک دفع کند از سر خود دور سفر — هیچ زمین دفع کند از تن خود زلزله را

می‌کشد آن شه رقمی دل به کفَش چون قلمی — تازه کن اسلام دمی خواجه رها کن گله را

آنچ کند شاه جفا آبله دان بر کف شه — آنک بیابد کف شه بوسه دهد آبله را

همچو کتابی‌ست جهان جامع احکام نهان — جان تو سردفتر آن فهم کن این مسئله را

شاد همی باش و ترش آب بگردان و خمش — باز کن از گردن خر مشغلهٔ زنگله را

← Önceki 40 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı