← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۹۹
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آخر ای دلبر نه وقت عشرت انگیزی شدست — آخر ای کان شکر وقت شکرریزی شدست
تو چو آب زندگانی ما چو دانه زیر خاک — وقت آن کز لطف خود با ما درآمیزی شدست
گر بپوسم همچو دانه عاقبت نخلی شوم — زانک جمله چیزها چیزی ز بیچیزی شدست
زین سپس با من مکن تیزی تو ای شمشیر حق — زانک از لطف تو ز آتش تندی و تیزی شدست
جان کشیدم پیش عشقش گفت کو چیزی دگر — گفتم آخر حال جان زین سان ز بیچیزی شدست
چون حجاب چشم دل شد چشم صورت لاجرم — شمس تبریزی حجاب شمس تبریزی شدست