← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۹۸
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست — وز جمال لایزالی هفت و پنج و چار مست
این قیامت بین که گویی آشکارا شد ز غیب — خم و کوزه حوض کوثر از می جبار مست
تن چو سایه بر زمین و جان پاک عاشقان — در بهشت عشق تجری تحتها الانهار مست
چون فزون گردد تجلی از جمال حق ببین — ذره ذره هر دو عالم گشته موسی وار مست
از تقاضاهای مستان وز جواب لن تران — در شفاعت مو به موی احمد مختار مست
او سر است و ما چو دستار اندر او پیچیدهایم — از شراب آن سری گردد سر و دستار مست
یوسف مصری فروکن سر به مصر اندرنگر — شهر پرآشوب بین و جمله بازار مست
گر بگویم ای برادر خیره مانی زین عجب — عرش و کرسی آسمانها این همه کردار مست
شمس تبریزی برآمد در دلم بزمی نهاد — از شراب عشق گشتست این در و دیوار مست