☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۵۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست — عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست

بی حد و بی‌کناری نایی تو در کنار — ای بحر بی‌امان که تو را زینهار نیست

زان شب که ماه خویش نمودی به عاشقان — چون چرخ بی‌قرار کسی را قرار نیست

جز فیض بحر فضل تو ما را امید نیست — جز گوهر ثنای تو ما را نثار نیست

تا کار و بار عشق هوای تو دیده‌ام — ما را تحیریست که با کار کار نیست

یک میر وانما که تو را او اسیر نیست — یک شیر وانما که تو را او شکار نیست

مرغان جسته‌ایم ز صد دام مردوار — دامیست دام تو که از این سو مطار نیست

آمد رسول عشق تو چون ساقی صبوح — با جام باده‌ای که مر آن را خمار نیست

گفتم که ناتوانم و رنجورم از فراق — گفتا بگیر هین که گه اعتذار نیست

گفتم بهانه نیست تو خود حال من ببین — مپذیر عذر بنده اگر زار زار نیست

کارم به یک دم آمد از دمدمه جفا — هنگام مردنست زمان عقار نیست

گفتا که حال خویش فراموش کن بگیر — زیرا که عاشقان را هیچ اختیار نیست

تا نگذری ز راحت و رنج و ز یاد خویش — سوی مقربان وصالت گذار نیست

آبی بزن از این می و بنشان غبار هوش — جز ماه عشق هر چه بود جز غبار نیست

← Önceki 456 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı