☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۸۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به حق آن که در این دل به جز ولای تو نیست — ولی او نشوم کو ز اولیای تو نیست

مباد جانم بی‌غم اگر فدای تو نیست — مباد چشمم روشن اگر سقای تو نیست

وفا مباد امیدم اگر به غیر تو است — خراب باد وجودم اگر برای تو نیست

کدام حسن و جمالی که آن نه عکس تو است — کدام شاه و امیری که او گدای تو نیست

رضا مده که دلم کام دشمنان گردد — ببین که کام دل من به جز رضای تو نیست

قضا نتانم کردن دمی که بی‌تو گذشت — ولی چه چاره که مقدور جز قضای تو نیست

دلا بباز تو جان را بر او چه می‌لرزی — بر او ملرز فدا کن چه شد خدای تو نیست

ملرز بر خود تا بر تو دیگران لرزند — به جان تو که تو را دشمنی ورای تو نیست

← Önceki 480 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı