← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۸۴
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست — به هر چه روی نهی بیوی ار نکوست بدست
چو مغز خام بود در درون پوست نکوست — چو پخته گشت از این پس بدانک پوست بدست
درون بیضه چو آن مرغ پر و بال گرفت — بدانک بیضه از این پس حجاب اوست بدست
به خلق خوب اگر با جهان بسازد کس — چو خلق حق نشناسد نه نیک خوست بدست
فراق دوست اگر اندکست اندک نیست — درون چشم اگر نیم تای موست بدست
در این فراق چو عمری به جست و جو بگذشت — به وقت مرگ اگر نیز جست و جوست بدست
غزل رها کن از این پس صلاح دین را بین — از آنک خلعت نو را غزل رفوست بدست