☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۸۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات — به هر که قدر تو دانست می‌دهند برات

هلال‌وار ز راه دراز می‌آیند — برای کار‌گزاری ز قاضی‌الحاجات

به مفلسان که ز بازار‌‌شان نصیبی نیست — ز مخزن زر سلطان همی‌کشند زکات

پی گشادن در‌های بسته می‌آیند — گرفته زیر بغل‌ها کلید‌های نجات

به دست هر جان زنبیل زفت می‌آید — شنیده بانگ تعالو لتأخذوا الصدقات

بیا بیا گذری کن ببین زکات ملک — به طور موسی عمران و غلغل میقات

دریده پهلوی همیان از آن زر بسیار — دریده قوصره‌هاشان ز بار قند و نبات

ز خرمن دو جهان مور خود چه تاند برد — خمش کن و بنشین دور و می‌شنو صلوات

← Önceki 487 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı