☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۹۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست — به بام چند برآیی و خانه را چه شدست

فسرده چند نشینی میان هستی خویش — تنور آتش عشق و زبانه را چه شدست

بگرد آتش عشقش ز دور می‌گردی — اگر تو نقره صافی میانه را چه شدست

ز دردی غم و اندیشه سیر چون نشوی — جمال یار و شراب مغانه را چه شدست

اگر چه سرد وجودیت گرم درپیچید — به ره کنش به بهانه بهانه را چه شدست

شکایت ار ز زمانه کند بگو تو برو — زمانه بی‌تو خوشست و زمانه را چه شدست

درخت وار چرا شاخ شاخ وسوسه‌ای — یگانه باش چو بیخ و یگانه را چه شدست

در آن ختن که در او شخص هست و صورت نیست — مگو فلان چه کس است و فلانه را چه شدست

نشان عشق شد این دل ز شمس تبریزی — ببین ز دولت عشقش نشانه را چه شدست

← Önceki 492 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı