☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۹۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست — چرا ز باد مکافات داد و بیدادست

به باد و بود محمد نگر که چون باقیست — ز بعد ششصد و پنجاه سخت بنیادست

ز باد بولهب و جنس او نمی‌بینی — که از برای فضیحت فسانه‌شان یادست

چنین ثبات و بقا باد را کجا باشد — در این ثبات که قاف کمتر آحادست

نبود باد دم عیسی و دعای عزیر — عنایت ازلی بُد که نور استادست

اگر چه باد سخن بگذرد سخن باقیست — اگر چه باد صبا بگذرد چمن شادست

ز بیم باد جهان همچو برگ می‌لرزد — درون باد ندانی که تیغ پولادست

کهی بود که به جز باد در جهان نشناخت — کُهی کهی نکند ز آنک کُه نه فرهادست

تو باخبر نشوی گر کنم بسی فریاد — که از درون دلم موج‌های فریادست

اگر تو بحر ببینی و موج بر تو زند — یقین شود که نه بادست ملک آبادست

← Önceki 491 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı