← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای بگرفته از وفا گوشهٔ کران چرا چرا — بر من خسته کردهای روی گران، چرا چرا؟
بر دل من که جای توست، کارگه وفای توست — هر نفسی همی زنی زخم سنان، چرا چرا؟
گوهر تو به گوهری، برد سبق ز مشتری — جان و جهان همی بری، جان و جهان، چرا چرا؟
چشمهٔ خضر و کوثری، زآب حیات خوشتری — زآتش هجر تو منم، خشکدهان، چرا چرا؟
مهر تو جان نهان بود، مهر تو بینشان بود — در دل من ز بهر تو، نقش و نشان، چرا چرا؟
گفت که «جانِ جان منم، دیدن جان، طمع مکن» — ای بنموده روی تو، صورت جان، چرا چرا؟
ای تو به نور مستقل! وی ز تو اختران خجل! — بس دودلی میان دل، ز ابر گمان، چرا چرا؟