☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۱۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

خانه دل باز کبوتر گرفت — مشغله و بقر بقو درگرفت

غلغل مستان چو به گردون رسید — کرکس زرین فلک پر گرفت

بوطربون گشت مه و مشتری — زهره مطرب طرب از سر گرفت

خالق ارواح ز آب و ز گل — آینه‌ای کرد و برابر گرفت

ز آینه صد نقش شد و هر یکی — آنچ مر او راست میسر گرفت

هر که دلی داشت به پایش فتاد — هر که سر او سر منبر گرفت

خرمن ارواح نهایت نداشت — مورچه‌ای چیز محقر گرفت

گر ز تو پر گشت جهان همچو برف — نیست شوی چون تَف خور درگرفت

نیست شو ای برف و همه خاک شو — بنگر کاین خاک چه زیور گرفت

خاک به تدریج بدان جا رسید — کز فر او هر دو جهان فر گرفت

بس که زبان این دم معزول شد — بس که جهان جان سخنور گرفت

← Önceki 515 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı