← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۲۸
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آن کیست آن آن کیست آن کاو سینه را غمگین کند — چون پیش او زاری کنی تلخ تو را شیرین کند
اول نماید مار کر آخر بود گنج گهر — شیرین شهی کاین تلخ را در دم نکوآیین کند
دیوی بود حورش کند ماتم بود سورش کند — وان کور مادرزاد را دانا و عالمبین کند
تاریک را روشن کند وان خار را گلشن کند — خار از کفت بیرون کشد وز گل تو را بالین کند
بهر خلیل خویشتن آتش دهد افروختن — وان آتش نمرود را اشکوفه و نسرین کند
روشنکنِ استارگان چارهگرِ بیچارگان — بر بنده او احسان کند هم بند را تحسین کند
جمله گناه مجرمان چون برگ دی ریزان کند — در گوش بدگویان خود عذر گنه تلقین کند
گوید بگو یا ذا الوفا اغفر لذنب قد هفا — چون بنده آید در دعا او در نهان آمین کند
آمین او آنست کاو اندر دعا ذوقش دهد — او را برون و اندرون شیرین و خوش چون تین کند
ذوقست کاندر نیک و بد در دست و پا قوّت دهد — کاین ذوقْ زور رستمان جفتِ تن مسکین کند
با ذوق مسکین رستمی بیذوق رستم پرغمی — گر ذوق نبْوَد یارِ جان، جان را چه باتمکین کند؟
دل را فرستادم به گه کاو تیز داند رفت ره — تا سوی تبریز وفا اوصاف شمس الدین کند