☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۲۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد — دیدی تو یا خود دید کس کاندر جهان خر بز خورد؟

تروندهٔ پالیز جان هر گاو و خر را کی رسد؟ — زان میوه‌های نادره‌، زیرک‌دل و گربز خورد

آن کس که در مغرب بود یابد خورش از اندلس — وان کس که در مشرق بود او نعمت هرمز خورد

چون خدمت قیصر کند او راتبه قیصر خورد — چون چاکر اربز بود از مطبخ اربز خورد

آن کاو به غصب و دزدی‌یی آهنگ پالیزی کند — از داد و داور عاقبت اشکنجه‌های غز خورد

تُرک آن بود کز بیم او دیه از خراج ایمن بود — تُرک آن نباشد کز طمع سیلی هر قنسز خورد

وان عقل پرمغزی که او در نوبهاری دررسد — از پوست‌ها فارغ شود، کی غصه قندز خورد؟

صفرا‌یی‌یی کز طبع بد از نار شیرین می‌رمد — نار ترش خواهد ولی آن به که نار مز خورد

خامش نخواهد خورد خود این راح‌های روح را — آن کس که از جوع‌البقر ده مرده ماش و رز خورد

← Önceki 529 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı