☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۴۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای که ز یک تابش تو کوه احد پاره شود — چه عجب ار مشت گلی عاشق و بیچاره شود

چونک به لطفش نگری سنگ حجر موم شود — چونک به قهرش نگری موم تو خود خاره شود

نوحه کنی نوحه کنی مرده دل زنده شود — کار کنی کار کنی جان تو این کاره شود

عزم سفر دارد جان می‌نهیش بند گران — برسکلد بند تو را عاقبت آواره شود

چونک سلیمان برود دیو شهنشاه شود — چون برود صبر و خرد نفس تو اماره شود

عشق گرفتست جهان رنگ نبینی تو از او — لیک چو بر تن بزند زردی رخساره شود

شه بچه‌ای باید کو مشتری لعل بود — نادره‌ای باید کو بهر تو غمخواره شود

بشنو از قل خدا هست زمین مهد شما — گر نبود طفل چرا بسته گهواره شود

چون بجهی از غضبش دامن حلمش بکشی — آتش سوزنده تو را لطف و کرم باره شود

گردش این سایه من سخره خورشید حق است — نی چو منجم که دلش سخره استاره شود

← Önceki 544 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı