☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۵۵۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چونک جمال حسن تو، اسبِ شکار زین کند — نیست عجب که از جنون، صد چو مرا چنین کند

بال برآرد این دلم، چونک غمت پرک زند — بارْ خدا! تو حکم کن، تا به ابد همین کند

چونک ستارهٔ دلم، با مه تو قران کند — اه که فلک چه لطف‌ها از تو بر این زمین کند

باده به دست، ساقیت، گِرد جهان همی رود — آخر کار عاقبت، جان مرا گزین کند

گر چه بسی بیاورد در دل بنده سر کند — غیرت تو بسوزدش، گر نفسی جز این کند

از دل همچو آهنم، دیو و پری حذر کند — چون دل همچو آب را، عشق تو آهنین کند

جان چو تیر راست من در کف توست چون کمان — چرخ از این ز کین من هر طرفی کمین کند

دیدهٔ چرخ و چرخیان نقش کند نشان من — زآنک مرا به هر نفس، لطف تو هم‌نشین کند

سجده کنم به هر نفس از پی شکر آنک حق — در تبریز مر مرا بندهٔ شمس دین کند

← Önceki 555 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı