☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۱۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد — بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد

آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد — معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد

شد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمد — شد سنگ و گهر آمد شد قفل و کلید آمد

جان از تن آلوده هم پاک به پاکی رفت — هر چند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد

از لذت جام تو دل ماند به دام تو — جان نیز چو واقف شد او نیز دوید آمد

بس توبه شایسته بر سنگ تو بشکسته — بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد

باغ از دی نامحرم سه ماه نمی‌زد دم — بر بوی بهار تو از غیب دمید آمد

← Önceki 612 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı