☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۳۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد — برگیر و دهل می‌زن کآن ماه پدید آمد

عید آمد ای مجنون! غلغل شنو از گردون — کآن معتمد سدره از عرش مجید آمد

عید آمد ره جویان رقصان و غزل گویان — کآن قیصر مه‌رویان زان قصر مشید آمد

صد معدن دانایی مجنون شد و سودایی — کآن خوبی و زیبایی بی‌مثل و ندید آمد

زان قدرت پیوستش داوود نبی مستش — تا موم کند دستش گر سنگ و حدید آمد

عید آمد و ما بی‌او عیدیم بیا تا ما — بر عید زنیم این دم کآن خوان و ثرید آمد

زو زهر شکر گردد زو ابر قمر گردد — زو تازه و تر گردد هر جا که قدید آمد

برخیز به میدان رو در حلقهٔ رندان رو — رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد

غم‌هاش همه شادی بندش همه آزادی — یک دانه بدو دادی صد باغ مزید آمد

من بندهٔ آن شرقم در نعمت آن غرقم — جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد

بربند لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن — رو صبر کن از گفتن چون صبر کلید آمد

← Önceki 632 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı