← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۳۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
نومید مشو جانا، کاومید پدید آمد — اومیدِ همه جانها، از غیب رسید آمد
نومید مشو گر چه، مریم بشد از دستت — کآن نور که عیسی را، بر چرخ کشید آمد
نومید مشو ای جان، در ظلمت این زندان — کآن شاه که یوسف را، از حبس خرید آمد
یعقوب برون آمد، از پردهٔ مستوری — یوسف که زلیخا را، پرده بدرید آمد
ای شب به سحر برده! در یارب و یارب تو — آن یارب و یارب را، رحمت بشنید آمد
ای درد کهنگشته! بخ بخ که شفا آمد — وی قفل فروبسته! بگشا که کلید آمد
ای روزه گرفته تو! از مائدهٔ بالا — روزه بگشا خوشخوش، کآن غرهٔ عید آمد
خامش کن و خامش کن، زیرا که ز امر «کن» — آن سکته حیرانی، بر گفت «مزید» آمد