☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۴۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد — هر جا که نشینیم چو فردوس برین شد

آن فکر و خیالات چو یأجوج و چو مأجوج — هر یک چو رخ حوری و چون لعبت چین شد

آن نقش که مرد و زن از او نوحه کنانند — گر بئس قرین بود کنون نعم قرین شد

بالا همه باغ آمد و پستی همگی گنج — آخر تو چه چیزی که جهان از تو چنین شد

زان روز که دیدیمش ما روزفزونیم — خاری که ورا جست گلستان یقین شد

هر غوره ز خورشید شد انگور و شکر بست — وان سنگ سیه نیز از او لعل ثمین شد

بسیار زمین‌ها که به تفصیل فلک شد — بسیار یسار از کف اقبال یمین شد

گر ظلمت دل بود کنون روزن دل شد — ور رهزن دین بود کنون قدوه دین شد

گر چاه بلا بود که بد محبس یوسف — از بهر برون آمدنش حبل متین شد

هر جزو چو جندالله محکوم خداییست — بر بنده امان آمد و بر گبر کمین شد

خاموش که گفتار تو ماننده نیلست — بر قبط چو خون آمد و بر سبط معین شد

خاموش که گفتار تو انجیر رسیدست — اما نه همه مرغ هوا درخور تین شد

← Önceki 644 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı