☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۶۴۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد — از چرخ فرود آمد و در ما نگران شد

چون باز که برباید مرغی به گه صید — بربود مرا آن مه و بر چرخ دوان شد

در خود چو نظر کردم خود را بندیدم — زیرا که در آن مه تنم از لطف چو جان شد

در جان چو سفر کردم جز ماه ندیدم — تا سر تجلّی ازل جمله بیان شد

نُه چرخ فلک جمله در آن ماه فروشد — کشتی وجودم همه در بحر نهان شد

آن بحر بزد موج و خرد باز برآمد — و آوازه درافکند چنین گشت و چنان شد

آن بحر کفی کرد و به هر پاره از آن کف — نقشی ز فلان آمد و جسمی ز فلان شد

هر پاره کف جسم کز آن بحر نشان یافت — در حال گدازید و در آن بحر روان شد

بی دولت مخدومی شمس‌الحق تبریز — نی ماه توان دیدن و نی بحر توان شد

← Önceki 649 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı