☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۳۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد — پرده شب می‌درید او از جنون تا بامداد

دوش ساغرهای ساقی جمله مالامال بود — ای که تا روز قیامت عمر ما چون دوش باد

باده‌ها در جوش از او و عقل‌ها بی‌هوش از او — جزو و کل و خار و گل از روی خوبش باد شاد

بانگ نوشانوش مستان تا فلک بررفته بود — بر کف ما باده بود و در سر ما بود باد

در فلک افتاده ز ایشان صد هزاران غلغله — در سجود افتاده آن جا صد هزاران کیقباد

روز پیروزی و دولت در شب ما درج بود — شب ز اخوان صفا ناگه چنین روزی بزاد

موج زد دریا نشانی یافت زین شب آسمان — آن نشان را از تفاخر بر سر و رو می‌نهاد

هر چه ناسوتی ز ظلمت راه‌ها را بسته بود — نور لاهوتی ز رحمت بسته‌ها را می‌گشاد

کی بماند زان هوا اشکال حسی برقرار — چون بماند برقرار آن کس که یابد این مراد

عمر را از سر بگیرید ای مسلمانان که یار — نیستان را هست کرد و عاشقان را داد داد

یار ما افتادگان را زین سپس معذور داشت — زان که هر جا کوست ساقی کس نماند بر سداد

جوش دریای عنایت ای مسلمانان شکست — طمطراق اجتهاد و بارنامه اعتقاد

آن عنایت شه صلاح الدین بود کو یوسفیست — هم عزیز مصر باید مشتریش اندر مزاد

← Önceki 735 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı