← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۳۷
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
نام آن کس بَر که مرده از جمالش زنده شد — گریههای جمله عالم در وصالش خنده شد
یاد آن کس کن که چون خوبی او رویی نمود — حسنهای جمله عالم حُسن او را بنده شد
جمله آب زندگانی زیر تختش میرود — هر کی خورد از آب جویش تا ابد پاینده شد
یک شبی خورشید پایهٔ تخت او را بوسه داد — لاجرم بر چرخ گردون تا ابد تابنده شد
زندگیِ عاشقانش جمله در افکندگیست — خاک طامع بهر این در زیر پا افکنده شد
آهوان را بوی مشک از طرهاش بر ناف زد — تا مشام شیر صید مرجها غرنده شد
بال و پر وهم عاشق زآتش دل چون بسوخت — همچو خورشید و قمر بیبال و پر پرنده شد
ای خنک جانی که لطف شمس تبریزی بیافت — برگذشت از نه فلک بر لامکان باشنده شد