☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۴۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بود — چون رسیدش چشم بد کز چشم‌ها مستور بود

شادی شب‌های ما کز مشک و عنبر پرده داشت — شادی آن صبح‌ها کز یار پرکافور بود

از فراز عرش و کرسی بانگ تحسین می‌رسید — تا به پشت گاو و ماهی از رخش پرنور بود

هر طرف از حسن او بدلیلیی کاسد شده — ذره ذره همچو مجنون عاشق مشهور بود

دل به پیش روی او چون بایزید اندر مزید — جان در آویزان ز زلفش شیوه منصور بود

شمع عشق افروز را یک بار دیگر اندرآر — کوری آن کس که او از عشرت ما دور بود

ساقیی با رطل آمد مر مرا از کار برد — تا ز مستی من ندانستم که رشک حور بود

نقش شمس الدین تبریزیست جان جان عشق — کاین به دفترهای عشق اندر ازل مسطور بود

← Önceki 743 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı