☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۴۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کند — چونک رد خلق کردش عشق رو با او کند

کانک شاید خلق را آن کس نشاید عشق را — زانک جان روسپی باشد که او صد شو کند

چون نشاید دیگران را تا همه ردش کنند — شاه عشقش بعد از آن با خویش همزانو کند

زانک خلقش چون براند خو ز خلقان واکند — باطن و ظاهر همه با عشق خوش خو خو کند

جان قبول خلق یابد خاطرش آن جا کشد — دل به مهر هر کسی دزدیده رو هر سو کند

چون ببیند عشق گوید زلف من سایه فکند — وانگهی عاشق در این دم مشک و عنبر بو کند

مشک و عنبر را کنم من خصم آن مغز و دماغ — تا که عاشق از ضرورت ترک این هر دو کند

گرچه هم بر یاد ما بو کرد عاشق مشک را — نوطلب باشد که همچون طفلکان کوکو کند

چونک از طفلی برون شد چشم دانش برگشاد — بر لب جو کی دوادو بر نشان جو کند

عاشق نوکار باشی تلخ گیر و تلخ نوش — تا تو را شیرین ز شهد خسروی دارو کند

تا بود کز شمس تبریزی بیابی مستیی — از ورای هر دو عالم کان تو را بی‌تو کند

← Önceki 742 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı