← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۴۹
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد — ای مسلمانان ز دست مست دلبر داد داد
دی دل من میجهید و هر دو چشمم میپرید — گفتم این دل تا چه بیند وین دو چشمم بامداد
بامدادان اندر این اندیشه بودم ناگهان — عشق تو در صورت مه پیشم آمد شاد شاد
من که باشم باد و خاک و آب و آتش مست اوست — آتش او تا چه آرد بر من و بر خاک و باد
عشق از او آبستنست و این چهار از عشق او — این جهان زین چار زاد و این چهار از عشق زاد