☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آخر بشنید آن مه آه سحر ما را — تا حشر دگر آمد امشب حشر ما را

چون چرخ زند آن مه در سینه من گویم — ای دور قمر بنگر دور قمر ما را

کو رستم دستان تا دستان بنماییمش — کو یوسف تا بیند خوبی و فر ما را

تو لقمه شیرین شو در خدمت قند او — لقمه نتوان کردن کان شکر ما را

ما را کرمش خواهد تا در بر خود گیرد — زین روی دوا سازد هر لحظه گر ما را

چون بی‌نمکی نتوان خوردن جگر بریان — می‌زن به نمک هر دم بریان جگر ما را

بی پای طواف آریم بی‌سر به سجود آییم — چون بی‌سر و پا کرد او این پا و سر ما را

بی پای طواف آریم گرد در آن شاهی — کو مست الست آمد بشکست در ما را

چون زر شد رنگ ما از سینه سیمینش — صد گنج فدا بادا این سیم و زر ما را

در رنگ کجا آید در نقش کجا گنجد — نوری که ملک سازد جسم بشر ما را

تشبیه ندارد او وز لطف روا دارد — زیرا که همی‌داند ضعف نظر ما را

فرمود که نور من ماننده مصباح است — مشکات و زجاجه گفت سینه و بصر ما را

خامش کن تا هر کس در گوش نیارد این — خود کیست که دریابد او خیر و شر ما را

← Önceki 76 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı