☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۷۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود — چاشنی شکر او ز دهن می‌نرود

بالله ار شور کنم هر نفسی عیب مکن — گر برفت از دل تو از دل من می‌نرود

بوالحسن گفت حسن را که از این خانه برو — بوالحسن نیز درافتاد و حسن می‌نرود

جان پروانه مسکین ز پی شعله شمع — تا نسوزد پر و بالش ز لگن می‌نرود

همه مرغان چمن هر طرفی می‌پرند — بلبل از واسطه گل ز چمن می‌نرود

مرغ جان هر نفسی بال گشاید که پرد — وز امید نظر دوست ز تن می‌نرود

زن ز شوهر ببرد چون به تو آسیب زند — مرد چون روی تو بیند سوی زن می‌نرود

جان منصور چو در عشق توش دار زدند — در رسن کرد سر خود ز رسن می‌نرود

جان ادیم و تو سهیلی و هوای تو یمن — از پی تربیت تو ز یمن می‌نرود

چون خیال شکن زلف تو در دل دارم — این شکسته دلم از عشق شکن می‌نرود

گر سبو بشکند آن آب سبو کی شکند — جان عاشق به سوی گور و کفن می‌نرود

حیله‌ها دانم و تلبیسک و کژبازی‌ها — جان ز شرم تو به تلبیس و به فن می‌نرود

← Önceki 778 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı