← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۸۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد — آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه — هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد
آنچ از عشق کشید این دل من که نکشید — و آنچ در آتش کرد این دل من عود نکرد
گفتم این بنده نه در عشق گرو کرد دلی — گفت دلبر که بلی کرد ولی زود نکرد
آه دیدی که چه کردست مرا آن تقصیر — آنچ پشه به دماغ و سر نمرود نکرد
گرچه آن لعل لبت عیسی رنجورانست — دل رنجور مرا چاره بهبود نکرد
جانم از غمزه تیرافکن تو خسته نشد — زانک جز زلف خوشت را زره و خود نکرد
نمک و حسن جمال تو که رشک چمن است — در جهان جز جگر بنده نمکسود نکرد
هین خمش باش که گنجیست غم یار ولیک — وصف آن گنج جز این روی زراندود نکرد