☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۸۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد — همچو سرو این تن من بی‌دل و جان برخیزد

من گمانم تو عیان پیش تو من محو به هم — چون عیان جلوه کند چهره گمان برخیزد

چون رسد سنجق تو در ستمستان جهان — ظلم کوته شود و کوچ و قلان برخیزد

بر حصار فلک ار خوبی تو حمله برد — از مقیمان فلک بانگ امان برخیزد

بگذر از باغ جهان یک سحر ای رشک بهار — تا ز گلزار چمن رسم خزان برخیزد

پشت افلاک خمیدست از این بار گران — ز سبک روحی تو بار گران برخیزد

من چو از تیر توم بال و پرم ده بپران — خوش پرد تیر زمانی که کمان برخیزد

رمه خفتست و همی‌گردد گرگ از چپ و راست — سگ ما بانگ زند تا که شبان برخیزد

هین خمش دل پنهانست چو رگ زیر زبان — آشکارا شود آن رگ چو زبان برخیزد

این مجابات مجیرست در آن قطعه که گفت — بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد

← Önceki 781 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı