☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را — آن راهزن دل را آن راه‌بُر دین را

زان می که ز دل خیزد با روح درآمیزد — مخمور کند جوشش مر چشم خدابین را

آن بادهٔ انگوری مر امت عیسی را — و این بادهٔ منصوری مر امت یاسین را

خم‌هاست از آن باده، خم‌هاست از این باده — تا نشکنی آن خم را، هرگز نچشی این را

آن باده به جز یک‌دم دل را نکند بی‌غم — هرگز نکُشد غم را هرگز نکَنَد کین را

یک‌قطره از این ساغر کار تو کند چون زر — جانم به فدا باشد این ساغر زرین را

این حالت اگر باشد اغلب به سحر باشد — آن را که براندازد او بستر و بالین را

زنهار که یار بد از وسوسه نفریبد — تا نشکنی از سستی مر عهد سلاطین را

گر زخم خوری بر رو، رو زخم دگر می‌جو — رستم چه کند در صف دسته گل و نسرین را

← Önceki 81 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı