☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۴۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد — بشکست دام‌ها را بر لامکان برآمد

از باده گزافی شد صاف صاف صافی — وز درد هر دو عالم جوشید و بر سر آمد

جان را چو شست از گل معراج برشد آن دل — آن جا چو کرد منزل آن جاش خوشتر آمد

در عالم طراوت او یافت بس حلاوت — وز وصف لاله رویان رویش مزعفر آمد

زان ماه هر که ماند وین نقش را نخواند — در نقش دین بماند والله که کافر آمد

ز اوصاف خود گذشتم وز خود برهنه گشتم — زیرا برهنگان را خورشید زیور آمد

الله اکبر تو خوش نیست با سر تو — این سر چو گشت قربان الله اکبر آمد

هر جان باملالت دورست از این جلالت — چون عشق با ملولی کشتی و لنگر آمد

ای شمس حق تبریز دل پیش آفتابت — در کم زنی مطلق از ذره کمتر آمد

← Önceki 845 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı