☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۵۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

وقتی خوش است ما را‌، لابد نبید باید — وقتی چنین به جانی جامی خرید باید

ما را نبید و باده از خم غیب آید — ما را مقام و مجلس عرش مجید باید

هر جا فقیر بینی با وی نشست باید — هر جا زحیر بینی از وی برید باید

بگریز از آن فقیری کاو بند لوت باشد — ما را فقیر معنی چون بایزید باید

از نور پاک چون زاد او باز پاک خواهد — و آنکه‌ز حدث بزاید او را پلید باید

اما چو قلب و نیکو ماننده‌اند با هم — پیش چراغ یزدان آن را گزید باید

بر دل نهاد قفلی یزدان و ختم کردش — از بهر فتح این در در غم تپید باید

سگ چون به کوی خسبد از قفل در چه باکش — اصحاب خانه‌ها را فتح کلید باید

سالی دو عید کردن کار عوام باشد — ما صوفیان جان را هر دم دو عید باید

جان گفت من مریدم زایندهٔ جدیدم — زایندگان نو را رزق جدید باید

ما را از آن مفازه عیشی‌ست تازه تازه — آن را که تازه نبود او را قدید باید

ای آمده چو سردان اندر سماع مردان — زنده ز شخص مرده آخر بدید باید

گر زانکه چوب خشکی جز ز‌آتشی نخنبی — ور زانکه شاخ سبزی آخر خمید باید

آن ذوق را گرفتم پستان مادر آمد — بنهاد در دهانت آخر مکید باید

خامش که در فصاحت عمر عزیز بردی — در روضهٔ خموشان چندی چرید باید

ای شمس حق تبریز در گفتنم کشیدی — روزی دو در خموشی دم درکشید باید

← Önceki 858 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı