☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۶۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بلبل نگر که جانب گلزار می‌رود — گلگونه بین که بر رخ گلنار می‌رود

میوه تمام گشته و بیرون شده ز خویش — منصوروار خوش به سر دار می‌رود

اشکوفه برگ ساخته نهر نثار شاه — کاندر بهار شاه به ایثار می‌رود

آن لاله‌ای چو راهب دل سوخته بدرد — در خون دیده غرق به کهسار می‌رود

نه ماه خار کرد فغان در وفای گل — گل آن وفا چو دید سوی خار می‌رود

ماندست چشم نرگس حیران به گرد باغ — کاین جا حدیث دیده و دیدار می‌رود

آب حیات گشته روان در بن درخت — چون آتشی که در دل احرار می‌رود

هر گلرخی که بود ز سرما اسیر خاک — بر عشق گرمدار به بازار می‌رود

اندر بهار وحی خدا درس عام گفت — بنوشت باغ و مرغ به تکرار می‌رود

این طالبان علم که تحصیل کرده‌اند — هر یک گرفته خلعت و ادرار می‌رود

گویی بهار گفت که الله مشتریست — گل جندره زده به خریدار می‌رود

گل از درون دل دم رحمان فزون شنید — زودتر ز جمله بی‌دل و دستار می‌رود

دل در بهار بیند هر شاخ جفت یار — یاد آورد ز وصل و سوی یار می‌رود

ای دل تو مفلسی و خریدار گوهری — آن جا حدیث زر به خروار می‌رود

نی نی حدیث زر به خروار کی کنند — کان جا حدیث جان به انبار می‌رود

این نفس مطمئنه خموشی غذای اوست — وین نفس ناطقه سوی گفتار می‌رود

← Önceki 864 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı